تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن


دومین مدل کسب و کار مختص مشتری یا همان مردم عادی و کاربران اینترنت نیست. بلکه به‌طور خاص اشاره که خود کسب وکارها دارد. پشت پرده همان فروشگاه‌های اینترنتی که ارائه‌دهنده مدل B2C هستند، یک مدل B2B نیز وجود دارد. عمده‌فروش (Wholesaler) وظیفه فروش محصولات را به یک کسب و کار (Business) دارد. از آن‌جایی که عمده‌فروش خودش مستقیما از طرف یک شرکت و تولیدکننده است، آن جزئی از یک کسب و کار (Business) به‌حساب می‌آید.

نوشتن بیزینس پلن

حتما تاکنون در زندگی برایتان پیش آمده است که بخواهید به آدرس جدیدی بروید که قبلا هرگز به آن جا نرفته اید. تصور کنید آدرس درستی به شما ندهند و تنها نام خیابان اصلی را به شما بگویند. چه اتفاقی می افتد؟ شاید چند روز طول بکشد تا پرسان پرسان به آدرس مورد نظرتان دست پیدا کنید و تازه وقتی می رسید ممکن است دیگر دیر شده باشد. شاید هم از اصلا از پیدا کردن آن آدرس منصرف شوید. این در حالی است که اگر از اول نقشه راه برایتان مشخص بود و می دانستید آدرس دقیق کجاست دیگر این همه وقت تلف کردن و اعصاب خورد کردن نداشت، خیلی راحت یکی دو ساعته به محل مورد نظرتان می رسیدید. این فقط یک مثال ساده از یک آدرس بود. حالا کمی بزرگ تر فکر کنید.

فرض کنید می خواهید یک کسب و کار و اصطلاحا بیزینس راه بیندازید. درست است که شروع کردن همیشه اولین قدم برای موفقیت و رسیدن به اهداف بزرگ است؛ اما اگر هیچ نقشه ای برای روند کارتان نداشته باشید و همین طوری شروع کنید، طولی نخواهد کشید که مانند همان آدرس سردرگم می شوید و روزها و ماه ها می گذرد و نمی دانید چه طور از پس چالش هایی که با آن ها روبرو شده اید باید برآیید. تازه در این میان ممکن است کلی از سرمایه خود را از دست بدهید یا آن قدر کلافه و خسته شوید که بیزینستان را متوقف کرده و بی خیال رویاهایتان شوید؛ اما ما پیشنهاد بهتری برای شما داریم. تنها چند روز زمان لازم است که شما یک نقشه راه مناسب یا بیزینس پلن خودتان را طراحی کنید و بعد از آن با خیال راحت تر کارتان را شروع کنید. نگران نباشید، در این مقاله به شما خواهیم گفت که چطور این کار را انجام دهید؟

بیزینس پلن (Business Plan) چیست؟

قبل از این که شروع به نوشتن بیزینس پلن کنیم باید بدانیم اصلا بیزینس پلن چیست. شما نمی توانید وقتی موضوع انشا را نمی دانید، انشای خوبی بنویسید؛ بنا بر این در مورد نقشه راه هم باید اول آن را بشناسید تا بتوانید طبق برنامه خودتان بهترین بیزینس پلن را نوشته و اجرا کنید. به طور کلی طرح تجاری یا بیزینس پلن مانند گزارشی است که نشان می دهد کسب و کار شما دقیقا چیست، چه کاری قرار است انجام شود، اهداف شما از انجام این کار چیست و چگونه قرار است این طرح به موفقیت برسد؟ این سند شما را از رفتن به بیراهه و تلف کردن وقت و پولتان حفظ می کند تا انرژی تان در جای درستی به کار ببرید. می توان گفت بیزینس پلن حکم نقشه گنج را دارد که باید هم مراقبش باشید و هم به طور دقیق به آن عمل کنید. اگر نقشه درست نوشته شده باشد، شما صد در صد به گنجتان خواهید رسید.

1.jpg

اهمیت بیزینس پلن برای هر کسب و کار

با این که در قسمت های قبلی به صورت پراکنده به اهمیت بیزینس پلن اشاره کردیم؛ اما آن قدر مهم است که ترجیح دادیم باز هم به صورت خاص یک پاراگراف را به آن اختصاص دهیم. فرض کنید یک زمین بارور 10 هزار متری دارید که در حال حاضر هیچ درختی در آن کاشته نشده است و شما می خواهید از آن انارهای عالی برداشت کنید. خب چه کار می کنید؟ اگر همین طوری نگاه کنید که درختی خود به خود برای شما سبز نمی شود. پس باید برنامه ای داشته باشید.

به علاوه هر درختی به شما میوه خوب نمی دهد و باید کارهایی را بعد از کاشت نهال ها انجام دهید تا بعد از 3 سال بتوانید انارهای خوبی را برداشت کنید. البته باغداری خودش یک بیزینس سنتی است و ما برای درک بهتر شما از اهمیت بیزینس پلن این مثال را زدیم؛ اما کسب و کار دیگر را هم که نگاه کنید باید برای رسیدن به موفقیت در آن برنامه ای داشته باشیم. این کار باعث می شود تجارت شما محکم و حساب شده باشد و آمادگی لازم برای چالش های پیش رو را داشته باشید. اگر بخواهیم به صورت مختصر مزایای بیزینس پلن را برایتان بگوییم، عبارت اند از:

  • اول از همه متوجه می شوید که اصلا الان با توجه به موارد مختلف مثل نیاز بازار و غیره شروع این کسب و کار عمل درستی است یا خیر؟
  • شما متوجه خواهید شد که اصلا ایده شما توجیه اقتصادی و سوددهی مناسبی دارد که برایش سرمایه گذاری کنید یا سرمایه اولیه خودش را هم بر نمی گرداند؟
  • بعد از این که بیزینس پلن شما به عنوان یک طرح کامل کسب و کار از ایده شما نوشته شد، می توانید از طریق همین نوشته سرمایه داران را برای جذب سرمایه توجیه کنید و موافقتشان را بگیرید.
  • می توانید برای توسعه کسب و کارتان و سوددهی بیشتر تصمیم های درست تری بگیرید.
  • اهداف کوتاه مدت و بلند مدت شما مشخص می شود و متوجه می شوید که باید صبور باشید و زود دلسرد نشوید.

2.jpg

بیزینس پلن برای چه کسانی واجب است؟

ما پیشنهاد می کنیم که هر نوع کسب و کاری که راه اندازی می کنید چه کوچک باشد و چه بزرگ، بیزینس پلن را برایش تهیه کنید تا شما را به سمت جلو سوق دهد؛ اما در صورتی که نمی خواهید کسب و کارتان را گسترش دهید و یک کسب و کار کوچک دارید که برنامه آن مشخص است دیگر نیاز چندانی به بیزینس پلن نخواهید داشت؛ مثلا فرض کنید با یک شرکت کار می کنید و ماهیانه حسابداری چند مغازه را انجام داده و همین درآمد برایتان کافی است؛ بنا بر این نیاز به بیزینس پلن ندارید؛ اما اگر می خواهید به جایی برسید که دیگر خودتان کار نکنید، نیرو بگیرید و بتوانید در کنار اشتغال زایی برای جوانان درآمد خودتان را نیز زیاد کنید، حتما به یک نقشه راه نیاز خواهید داشت.

آیا بیزینس پلن باید تعداد صفحات مشخصی داشته باشد؟

ببینید خیالتان را راحت کنیم! بیزینس پلن مقاله دانشگاهی نیست که هر چه بیشتر بنویسید، نمره بیشتری به شما بدهند! خیر. باید یک برنامه کامل و واضح با جزئیات باشد اما حجم آن اصلا مهم نیست و برای کسب و کارهای مختلف می تواند کاملا متفاوت باشد. آن چه مسلم است این است که هر چه کسب و کار شما بزرگ تر باشد، نقشه بزرگ تری هم برای رسیدن به هدف نیاز دارد.

8.jpg

چگونه بیزینس پلن خودمان را بنویسیم؟

اول این که به شما بگوییم هیچ کس بهتر از شما نمی تواند برنامه راهتان را مشخص کند؛ اما در این بین بد نیست اگر در کسب و کاری که می خواهید راه اندازی کنید، افراد موفقی را می شناسید به عنوان الگوی خود قرار داده و از تجربیاتشان در نوشتن برنامه خود استفاده کنید.

این کار باعث می شود زودتر به هدفتان برسید. از طرفی باید ابتدا بخش های مختلف مورد نیاز یک بیزینس پلن را به عنوان چهار چوب اصلی بشناسید تا بتوانید مانند یک پازل زیبا هر بخشی را تکمیل کنید. به علاوه اگر قرار است طرح خودتان را به شرکت ها و افراد مختلف برای جذب سرمایه نشان دهید وجود این بخش اهمیت بیشتری پیدا می کنند و آن ها متوجه می شوند که کار شما حساب و کتاب دارد.

بخش های هر بیزینس پلن عبارت اند از:

  • عنوان تجارت و طرح روی جلد
  • فهرست مطالب
  • معرفی هیئت مدیره کار به عنوان اعضای اصلی
  • چکیده طرح که بسیار مهم است و فرد را راغب می کند تا ادامه طرح را نیز بخواند.
  • شرح کامل کسب و کار با جزئیات
  • چالش های احتمالی که ممکن است در هر بازه زمانی از روند کار ایجاد شود.
  • ارائه راه حل های مناسب و کاربردی برای حل مشکلات
  • توجیه اقتصادی طرح و برگشت سرمایه
  • مشخص کردن اهداف کسب و کار به صورت کوتاه مدت و بلند مدت
  • تحقیقات مورد نیاز میدانی و مشخص کردن کامل بازار هدف و بررسی فعالیت رقبا
  • مشخص کردن محصول یا خدمات مورد نظر که قرار است از طریق کسب و کار شما ارائه شود.
  • روش های بازاریابی و توسعه فروش
  • نیروهای انسانی مورد نیاز به عنوان منابع انسانی

هزینه های مالی پروژه

در مورد این که چه کاری انجام دهید تا هم خودتان و نیروهایتان به خوبی بتوانید از آن استفاده کنید و هم در صورت ارائه برای شرکت ها و سرمایه گذاران بتوانید به راحتی آن ها را توجیه کنید، به شما پیشنهاد می کنیم کمی سلیقه به خرج دهید. معمولا طرح های تصویری بهتر نمایش داده می شوند؛ زیرا همه ما مفاهیم را با تصویر و فیلم بهتر درک می کنیم و بیشتر حوصله بررسی آن را داریم تا این که یک مقاله بلند و متنی باشد؛ بنا بر این بد نیست از نرم افزارهای پاور پوینت، فتوشاپ، تدوین و ادیت فیلم نیز برای طرحتان استفاده کنید.

3.jpg

تفاوت بیزینس پلن و بیزینس مدل چیست؟

شاید نام بیزینس مدل هم به گوشتان خورده باشد؛ اما بیزینس پلن با بیزینس مدل متفاوت است. بیزینس پلن در واقع یک برنامه بلند مدت است که به شما می گوید دقیقا در طول چند سال برای رسیدن به موفقیت باید چه کارهایی انجام دهید؛ اما بیزینس مدل برنامه روزانه برای انجام کارهای شماست که البته ضروری بوده و باید روی تابلوی دفتر یا اتاقتان زده شود و هر روز طبق آن عمل کنید تا به اهداف کوتاه مدت ماهیانه و سالانه خود راحت تر دست پیدا کنید.

طرز تهیه یک بیزینس پلن خوشمزه و عالی

خب فکر می کنم تمام نکاتی که قبل از نوشتن بیزینس پلن باید می دانستید را برایتان توضیح دهم. پس اگر ایده کسب و کارتان را مشخص کرده اید دیگر وقت را تلف نکنید و همین الان پشت میز کارتان بنشینید تا به شما بگویم چه کاری باید انجام دهید. چند کاغذ A4 و یک خودکار روان و عالی آماده کنید تا کار را با هم شروع کنیم. ببینید برای این که کار را راحت تر و با انگیزه بیشتری انجام دهید ما از کل به جز پیش می رویم. دقیقا مانند ساختن یک ساختمان چند طبقه که اول پی ریزی و سفت کاری آن انجام می شود و بعد به سراغ گچ بری و زیباسازی آن می رویم.

مراحل نوشتن یک بیزینس پلن خوب عبارت اند از:

معرفی کسب و کار با جزئیات کامل:

در ابتدا باید کسب وکارتان را به صورت کامل مانند کسی که قرار است اعتراف کند بنویسید. طوری که هر کسی که این معرفی نامه را بخواند، حتی اگر سطح سواد پایینی هم داشته باشد به راحتی برنامه شما را بفهمد. یادتان باشد همه سرمایه گذاران آن طور که شما به طرحتان نگاه می کنید و متوجه می شوید، نگاه نمی کنند؛ بنا بر این باید طوری بنویسید که برای همه قابل درک باشد. به علاوه نباید کلی گویی کنید و سعی کرده تا می توانید تمامی جزئیات کار را ریز به ریز توضیح دهید. وقتی این کار را انجام می دهید هم خودتان به درک دقیق تری از این تجارت می رسید و هم به راحتی بخش بعدی بیزینس پلن که مشخص کردن اهداف بلند مدت و کوتاه مدت است نوشته می شود.

4.jpg

نوشتن اهداف کوتاه مدت و بلند مدت

بعد از این که معرفی طرحتان تمام شد باید اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خودتان را مشخص کنید. یادتان می آید که چه چیزی باعث شد شما به این ایده فکر کنید و بخواهید آن را اجرایی نمایید؟ همان فکر می تواند مهمترین هدف شما از انجام این پروژه و طرح تجاری باشد. شما باید دقیقا فکر کنید که دوست دارید با انجام این کار به چه چیزی برسید؟ آیا هدفتان تنها کسب درآمد است؟ یا می خواهید با این کار به پیشرفت کشور و اشتغال زایی برای جوانان نیز کمک کنید.

هدف های کوتاه مدت جزئی از هدف های بلند مدت هستند، اما حتما باید مشخص شوند؛ زیرا رسیدن به هدف های کوتاه مدت به شما و نیروهایتان انگیزه می دهد که با تمام سختی ها جنگیده و به سمت جلو حرکت کنید و راحت تر به اهداف بلند مدتتان برسید. اهداف کوتاه مدت می تواند شامل درآمد ماهیانه و سالیانه، نحوه توسعه شرکت یا کسب و کار در کوتاه مدت، تعداد نیروهای انسانی، برنامه های رفاهی برای نیروها، نحوه افزایش فروش ماهیانه و مواردی از این دست باشد.

نوشتن مراحل انجام طرح کسب و کار

حالا که طرحتان را با جزئیات مشخص کردید و اهدافتان را نوشتید یک بار کامل و با دقت آن را بخوانید. شما باید در این مرحله بنویسید که برای انجام این طرح و رسیدن به اهدافتان چه کارهایی را باید در کوتاه مدت و بلند مدت انجام دهید و چه انتظاراتی باید از نیروهای انسانی خود داشته باشید؛ مثلا اگر قرار است کارخانه ای احداث شود، باید در این قسمت کاملا مراحلش را بنویسید که با چه شرکتی باید برای احداث آن صحبت کنید، چقدر طول می کشد، چه استانداردها و مصالحی نیاز دارد و …! یا اگر قرار است شرکتی راه اندازی کنید باید مثلا مشخص کنید به چه نوع دفتری با چه متراژ و تعداد اتاق های کار نیاز دارید؟ بهتر است در کدام قسمت شهر باشد؟ و موارد دیگر از این دست که برای راه اندازی و شروع کار نیاز دارید را به طور کامل بنویسید. همچنین مشخص کنید در ادامه راه چه کارهایی را باید انجام دهید و به چه تجهیزاتی نیاز خواهید داشت. هر چه نوشته های شما کامل تر باشد شروع و ادامه مسیر پروژه راحت تر است. شما باید در این توضیحات مشخص کنید که کسب و کار شما قرار است چه مشکلی را حل کند و چگونه این کار را انجام خواهد داد؟

7.jpg

برآورد هزینه

به جرأت می توان گفت مهم ترین بخش هر بیزینس پلنی برآورد صحیح هزینه هاست. اگر شما هزینه ها را به درستی و با دقت در نظر بگیرید در طول کار با کمبود بودجه و مشکلات مالی که مهمترین موانع انجام کار هستند مواجه نخواهید شد. جالب است بدانید که در بسیاری از پروژه ها علت اصلی متوقف شدن یک کسب و کار مشکلات مالی بوده است که در نتیجه نداشتن برنامه و عدم مدیریت صحیح اتفاق می افتد. پیشنهاد می کنیم برای مشخص کردن دقیق تر هزینه ها یک جدول طراحی کنید و تمامی هزینه ها از آب و چای شرکت گرفته تا مواد اولیه و تجهیزات مورد نیازتان را در آن نوشته و هزینه های احتمالی را بر اساس تورم سالیانه و تاریخ شروع کار خودتان بنویسید.

با این که بسیاری از قیمت ها نوسان دارند و چیزی که شما در این جدول یادداشت می کنید صد در صد نیست اما باز هم می تواند چشم انداز خوبی به شما بدهد. به هر حال شما باید بدانید برای شروع کسب و کارتان به چه مقدار سرمایه نیاز دارید تا خودتان آن را تهیه کنید یا از طریق سرمایه گذاران جذبش نمایید. شما نمی توانید به یک سرمایه گذار مثلا بگویید می خواهم یک کارخانه تولید کیک و کلوچه راه اندازی کنم و به سرمایه احتیاج دارم اما نمی دانم چقدر سرمایه می خواهم؟ خب پیامی که با این گفته به طرف مقابل انتقال پیدا می کند این است که من خودم هم نمی دانم می خواهم چه کار کنم اما می خواهم از پول شما برای کارم استفاده کنم! مسلم است که هیچ کس از این طریق توجیه نشده و پول بی زبانش را در اختیار شما قرار نمی دهد. پس برآورد هزینه نقش اساسی در اجرایی شدن یک کسب و کار را دارد.

بیزینس پلن چیست؟ (راهنمای صفر تا صد)

هنگامی که در مراحل ابتدایی ایجاد و رشد یک کسب و کار هستید، ممکن است موارد و ویژگی‌های زیادی در ذهنتان باشد که آن ها را برای کسب وکار خود ضروری بدانید. یا مواردی که برای کنارگذاشتن انتخاب کرده‌اید. مواردی نیز قطعا وجود خواهدداشت که برای کاروکاسبیتان حیاتی است اما به ذهن شماهم خطور نکرده‌است. برای حل این مشکلات، پیشبینی حوادث آینده، تسلط بیشتر بر اصول کارها و و و شما به طرحی نیاز دارید که به صورت مکتوب تمام توانایی‌ها، محدودیت‌ها، بایدها، نبایدها و… را دربرگیرد. راهنمای راه شما در گسترش کسب و کارتان باشد و چهارچوبی برای شما مشخص کند که از زیاده‌روی و کوتاهی در کارها جلو گیری کند. این طرح همان بیزینس پلن (Business Plan) است.

چرا بیزینس پلن اهمیت دارد؟

فرض کنید می‌خواهید یک ساختمان برای استارت آپ خودتان بسازید. آیا اولین گامی که برمی‌دارید می‌تواند این باشد که برای تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن دکوراسیون اتاق‌ها خرید کنید؟ قطعا نه. وجود یک بیزینس پلن یا طرح کسب و کار باعث می‌شود که با توجه به اولویت کارها،اقدام به انجام آ‌ن‌ها کنید. نوشته‌ایست رسمی که اهداف کسب و کار و دلیل تحقق آن‌ها درون آن ذکر شده‌است. جزئیات کسب و کار پیشنهادی شما به همراه پیشینه‌ای که تیم و سازمان اجرایی را شامل می‌شود. در این سند علاوه بر شرایط و موقعیت کنونی شرکت، نیازها و نتایج حال حاضر، اشاره کوتاهی به انتظارات و نتایجی که در آینده باید بدست آید شده‌است.

در ادامه بصورت گام به گام با شما خواهیم بود تا طرح کسب و کار استارت آپ یا شرکت خود را تهیه کنید.

۳ بخش‌ یک بیزینس پلن خوب

یک بیزینس پلن موفق شامل دستورالعمل‌های کلی مورد تایید و تولید محتوای مشخص‌شده، باید شامل سه بخش باشد:

مفهوم کسب و کار

کسب و کارها ازین جهت که مفهوم و معنای متفاوتی باهم دارند، در مارکتینگ و استراتژی ها با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. منظور از مفهوم کسب و کار این است که بیزینس مورد نظر در چه صنعتی فعالیت دارد؟ نحوه تجارت و بیزینس آن به چه صورت است؟ ویژگی منحصر به فرد محصولاتش چیست؟ جواب این سوالات به موفقیت شما کمک شایانی خواهدکرد.

بیزینس پلن

تحلیل بازار هدف

منظور از تحلیل بازار هدف این است که برای کسانی که می‌توانند بصورت بالقوه مشتری شما باشند، توصیف و تحلیل ارائه کنید. مشتریان ما چه کسانی هستند؟ درچه مکانی معمولا قرار دارند؟ چه چیزی آن‌ها را مجاب می‌کند که محصول تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن یا خدمات ما را بخرند؟

علاوه بر اینکه مخاطبان خودرا تحلیل می‌کنیم، نگاهی نیز به رقیبان شاخص خود می‌اندازیم. باید بررسی کنیم که چه عواملی می‌تواند موجب برتری خدمت یا محصول ما نسبت به رقبا باشد. وجود یک مزیت رقابتی خوب در کسب و کار باعث پیشی گرفتن از رقبا در زمینه فروش خواهدشد.

در تحلیل بازار هدف به نکات زیر توجه داشته‌باشید.

  • آیا بازار مناسبی برای خدمت یا کالای شما وجود دارد؟
  • مشتریانی که بصورت بالقوه می‌توانند از شما خرید کنند، در چه رنج سنی قرار دارند؟
  • محصول یا خدمت شما می‌تواند برای گروهی خاص جذاب باشد؟
  • آیا فقط اشخاص مرفه از عهده خرید کلا یا خدمت شما برمی‌آیند؟
  • اشخاصی که مشتری ایده‌آل شما هستند، درمحله یا منطقه‌ای خاص سکونت دارند؟

تحقیقات بازار (Marketing Research)، مکملی بسیار مناسب برای تحلیل بازار هدف و مشتری

اگر می‌خواهید برای ورود به بازاری جدید یا توسعه کسب و کارتان در بازارهای فغلی، بینش مشتری نسبت با بازار و رقیبانتان را بدانید حتما از تحقیقات بازار استفاده کنید. در زیر توضیح مختصری برایتان اورده‌ایم.

مارکتینگ ریسرچ، به مجموعه‌ای از فرایندها اطلاق می‌شود که مصرف کنندگان نهایی را با استفاده از جمع‌آوری اطلاعات به یکدیگر وصل می‌کند. امروزه با گسترش تکنولوژی و پیشرفت صنعت در همه زمینه‌ها، مشتریان برای تهیه کوچک‌ترین نیازهای خود، حق انتخاب‌های زیادی دارند. آن‌ها معمولا اطلاعات موردنیاز برای انتخاب را آنلاین بدست می‌آورند از این رو نیاز است تا برنامه بازاریابی خود را با تصمیم‌های مشتریان نطبق کنیم. برای انجام تحقیقات بازار از دو روش می‌توان استفاده کرد

تحقیقات پایه : شامل اطلاعاتی است که مسئول یا فردی که کارشناس بازاریابی در اختیارتان می‌گذارد. در این روش می‌توان به اطلاعاتی که از طریق مصاحبه، پرسشنامه، نظرسنجی و … از مشتری بدست می‌آید، تکیه کرد. مزیت این روش را می‌توان آگاهی از میزان جامعه هدف با برند شما وآشنایی با چالش‌های آن‌ها دانست.

تحقیقات ثانویه: هرگونه اطلاعاتی که از طریق منبعی خارج از سازمان خود برای شناخت بیشتر از هدف برایتان کاربردی باشد، یک تحقیق ثانویه در مارکت ریسرچ است. موسسه‌های خصوصی، دانش‌بنیان، سازمان‌های دولتی و … که فعالیت، محصول یا خدمتی در زمیته کاری استارت آپ شما دارند را بررسی کنید. مطمئن باشید اطلاعاتی بسیار ارزشمند پیدا می‌کنید.

آشنایی با مدل‌های کسب و کار B2C، B2B، C2B، C2C و…

حتما نام مدل‌ کسب و کار به‌گوش‌تان خورده است. مدل کسب و کار هر شرکت و کسب و کاری مخصوص خودش نیست و همه آن‌ها در یک دسته‌بندی عمومی و کلی قرار می‌گیرند.

مدل‌ کسب و کار B2B – بیزینس به بیزنس، B2C – بیزنس به مصرف کننده، C2C – مصرف کننده به مصرف کننده و… همگی مدل‌های کسب و کار هستند که در این مقاله از سایت فوربو قصد داریم همه آن‌ها را معرفی و بررسی کنیم.

به جدیدترین قسمت پادکست فوربو هم گوش کنید

مقدمه‌ای بر مدل کسب و کار

مدل‌ کسب و کار یکی از مهم‌ترین المان‌های شکل‌گیری یک شرکت و یا به‌بیان کلی‌تر یک کسب و کار است. تا کنون در سایت فوربو به موضوع مدل کسب و کار و راه‌های بررسی آن نپرداخته‌ایم. اما این مقاله شروعی بر سری مقالات مرتبط با طراحی و خلق مدل کسب و کار خواهد بود.

در این مقاله مدل‌های کسب و کار و یا به‌بیان بهتر تجاری را بررسی می‌کنیم. مدل‌هایی که صرفا هم مختص شرکت‌های بزرگ نیستند. بلکه در فضای آن هم سایت‌ها از همین الگوهای مشابه استفاده می‌کنند. یک سایت صرفا از طریق فروش مستقیم محصولی را به دست مشتری می‌رساند و از مدل کسب و کار B2C استفاده می‌کند. و حال سایت دیگر ممکن است مدل مارکت‌پلیس (Market Place) -بازارچه آنلاین- به‌خود گرفته و یک سری مشتری را به مشتری دیگر (مصرف کننده به مصرف کننده) وصل کند، این هم مدل کسب و کار C2C است.

پس چه در شرکت‌های مدل قدیمی که تولیدکنندگان مستقیم کالا هستند و چه در سایت‌های اینترنتی، این مدل‌ کسب و کار دیده می‌شود. شما با آشنایی با این مدل‌های کسب و کار بهتر می‌توانید فضای بازار را درک کنید. سپس با تعیین یک برنامه و یک استراتژی بهتر از پیش به کسب و کار خود رونق دهید.

مدل کسب و کار چیست؟

آشنایی با مدل‌های کسب و کار B2C، B2B، C2B، C2C و. مدل کسب و کار

با پیشرفت فناوری و عمومی شدن اینترنت، بسیاری از شرکت‌های بزرگ پا به این شبکه عظیم گذاشتند. ارائه خدمات و محصول به مشتری ویژگی اصلی همه آن‌ها بود. به‌نوعی همه یک شکل خدمات خودشان را ارائه می‌دانند و تنها در جزییات تفاوت داشتند.

مدل کسب و کار (Business Model) یک تعریف جدید در فضای کسب و کار است. شرکت‌ها و افراد خلاق این حوزه برای خودنمایی در این بازار -و از همه مهم‌تر- برای ارائه بهتر خدمات خود، طرح‌های جدیدی مطرح کردند. مدل‌های کسب و کار و یا مدل‌های تجاری که صرفا وصل کننده یک کسب و کار (Business) به یک مشتری ( Customer ) یا مصرف کننده (Consumer) نبودند.

مدل کسب و کار یک موضوع چند لایه است و با بررسی و ریختن یک طرح می‌توان به مدل‌های مختلفی برای ارائه خدمات رسید. حتما در سایت فوربو در خصوص هر یک از مراحل خلق مدل کسب و کار مقالاتی را منتشر خواهیم کرد. اما در این مقاله مشخصا به چند مدل مرسوم کسب و کار که احتمالا نام‌ آن‌ها را هم شنیده‌اید، می‌پردازیم.

مدل کسب و کار بیزینس به مصرف کننده (B2C)

Business to Consumer

اولین مدل کسب و کاری که می‌خواهیم معرفی کنیم، مدل کسب و کار B2C است. یعنی یک کسب و کار یا همان بیزینس محصول و خدمات خود را به‌صورت مستقیم به مصرف کننده (مشتری) ارائه می‌دهد. در ابتدای شکل‌گیری شبکه اینترنت، اغلب کسب و کارها به این شکل بودند. یعنی صرفا همان فروشگاه‌های سنتی بودند که قصد داشتند محصولاتشان به‌شکل آنلاین ارائه دهند.

فروشگاه اینترنتی که یک محصول را از آن خریداری می‌کنید، مدل کسب و کارش B2C است. شرکت ارائه دهنده خدمات اینترنت شما نیز -به‌شرطی که دولتی نباشد- یک بسته اینترنت را به‌شما می‌فروشد و مدل کسب و کار آن هم B2C است. همچنین سایر خدمات آنلاینی که بابت آن‌ها هزینه پرداخت می‌کنید، مدل کسب و کار Business to Consumer را عملی می‌کنند.

اگر کسب و کار خودتان را می‌خواهید راه‌اندازی کنید و یک محصول و یا خدمتی را می‌خواهید در اختیار یک مشتری بگذارید، شما هم وارد فضای مدل B2C می‌شوید. فروش مستقیم مصحول به‌دست شما -چه فیزیکی و چه آنلاین- از جنس همین مدل کسب و کار است. مانند دیجی‌کالا در ایران و آمازون در سطح بین‌المللی. همچنین اگر برای دریافت خدماتی به‌صورت آنلاین (مانند اشتراک سرویس تماشا فیلم) هم به‌صورت دوره‌ای (ماهانه، سالیانه و…) هزینه پرداخت می‌کنید، در حال گرداندن چرخ مدل کسب و کار B2C هستید.

مدل کسب و کار بیزینس به بیزینس (B2B)

Business to Business

دومین مدل کسب و کار مختص مشتری یا همان مردم عادی و کاربران اینترنت نیست. بلکه به‌طور خاص اشاره که خود کسب وکارها دارد. پشت پرده همان فروشگاه‌های اینترنتی که ارائه‌دهنده مدل B2C هستند، یک مدل B2B نیز وجود دارد. عمده‌فروش (Wholesaler) وظیفه فروش محصولات را به یک کسب و کار (Business) دارد. از آن‌جایی که عمده‌فروش خودش مستقیما از طرف یک شرکت و تولیدکننده است، آن جزئی از یک کسب و کار (Business) به‌حساب می‌آید.

پس تمامی فرآیندهای تجاری یک عمده فروش با یک کسب و کار، جز مدل Business to Business یا همان B2B است. اما به‌جز این مورد، خود شرکت‌ها مستیما با یک دیگر وارد رابطه می‌شوند. منظور در این قسمت مدل بازاریابی وابستگی نیست. بلکه بیشتر مانند یک برون‌سپاری (Outsourcing) است.

برای مثال یک شرکت طراحی سایت ممکن است برنامه‌نویس و کدنویس‌های حرفه‌ای در اختیار داشته باشد، اما در بخش گرافیک، گرافیست چندان حرفه‌ای در اختیار نداشته باشد. حال یک پروژه بسیار مهم را در دستور کار خود دارند، از همین رو با یک شرکت طراحی گرافیک، وارد همکاری می‌شوند و بخش مربوط به گرافیک، طراحی سایت را به آن‌ها می‌سپارند. در این معامله تجاری، دو شرکت -کسب و کار- با هم یک مدل B2B را شکل می‌دهند. برخی از این مدل‌ها می‌توانند دوره‌ای و برخی همکاری‌ها همیشگی باشد.

مثال مطرح شده، یک مثال مربوط به یک همکاری دوره‌ای بود. اما کسب و کارهایی هم هستند که به‌صورت همیشگی با هم این مدل کسب و کار B2B را دارند. برای مثال یک فروشگاه اینترنتی -که خودش یک کسب و کار یا بیزینس است- برای ارسال مرسولات خود با یک شرکت پست -باز هم یک کسب و کار- قرارداد بلند مدت امضا می‌کند. از همین رو دوباره دو شرکت ولی با مدت زمان بیشتری با هم همکاری تجاری انجام خواهند داد.

مدل کسب و کار مصرف کننده به بیزینس (C2B)

Consumer to Business

موتورهای سه‌چرخ که در سطح شهر در بلندگو می‌گویند، آهن‌آلات، ضایعات و… خریداریم را دیده‌اید؟ به‌نوعی مدل ابتدایی مصرف کننده به بیزینس یا همان Consumer to Business هستند ?

در این مدل تجاری یک کسب و کار قرار است از شما چیزی خریداری کنید. صرفا خرید مستقیم هم ملاک نیست. بلکه ممکن است خدمتی را به آن‌ها برای مدتی بدهید. یعنی اجاره. یکی از شیوه‌های مرسوم مدل کسب و کار C2B مربوط به امور گردشگری می‌شود. بسیاری از افرادی که قصد دارند با هزینه کم، یک سفر را تجربه کنند، معمولا از هتل استفاده نمی‌کنند و به‌جای آن به‌سراغ افراد محلی که خانه خود را اجاره می‌دهند، می‌روند.

وب‌سایت‌هایی برای این کار طراحی شده‌اند. یعنی یک یک فرد عادی -مصرف کننده ( Consumer )- به این سایت‌ها مراجعه می‌کند و سپس خانه و مکان خود را ثبت می‌کند و برای آن قیمت تعیین می‌کند. در این مدل کسب و کار، شرکت اطلاعات را ثبت می‌کند و نمایش می‌دهد. درواقع شرکت واسطی بین یک مشتری -که خانه خود را در اخیار سایت قرار داده- و یک مشتری دیگر -که قصد دارد خانه اجاره کند- است. اما چون فرآیند ثبت اطلاعات، معرفی و نمایش آن به کاربران و همچنین سیستم رزرواسیون آن برعهده کسب و کار است، این مدل C2B معرفی می‌شود.

مدل کسب و کار مشتری به مشتری (C2C)

مدل کسب و کار مصرف کننده به مصرف کننده (C2C)

Consumer to Consumer

یکی از دیگر از مدل‌های کسب و کار که بسیار شناخته شده است، مدل C2C یا همان مصرف کننده به مصرف کننده است. در این‌جا یک کسب و کار صرفا بستری را آماده می‌کند تا کاربران -مردم یا به‌عبارت دیگر مصرف کننده- خودشان با یک‌دیگر معامله کنند. بسترهای آنلاینی مانند eBay که کار خرید و فروش اجناس دست دوم را راحت کرده است، یکی از این مدل‌های موفق مدل Consumer to Consumer است.

سایت‌های انتشار آگهی مانند دیوار و شیپور هم در ایران مدل کسب و کارشان C2C است. این شرکت‌ها در خرید و فروش دخالتی ندارند و این افراد هستند که خودشان هستند که کار انتقال پول را انجام می‌دهند. شرکت‌ها صرفا با ارائه یک بستر دو مشتری را به یک دیگر وصل می‌کنند.

توجه داشته باشید که مدل کسب و کار C2C تنها زمانی است که سایت، شرکت و یا همان بیزینس بستر، دخالتی به‌صورت مستقیم با دو مشتری نداشته باشد. برای مثال سایت‌های فروشگاهی که اجناس خود را از مردم عادی تحویل می‌گیرند و سپس آن را در سایت برای فروش می‌گذارند، مدل C2C نیستند. بلکه در مرحله اول مشتری محصولش را به یک بیزنس می‌فروشد. یعنی مدل C2B و سپس این بیزینس است که با اختیار کامل جنس را به مشتری جدید می‌فروشد. یعنی مدل B2C.

مدل کسب و کار بیزینس به بیزینس به مصرف کننده (B2B2C)

Business to Business to Consumer

یک مدل کمتر معرفی شده هم به‌نام بیزینس به بیزینس و سپس به مصرف کننده وجود دارد.­ در حالت اول گفتیم که یک کسب و کار بر طبق مدل B2C، محصولات را به‌صورت مستقیم به مشتری می‌فروشد. این مدل کسب و کار یک مرحله قبل از این فرآیند است. یعنی به تامین کنندگان کالا نگاه می‌کند.

شرکت‌های تولیدکننده‌ای که به‌صورت مستقیم با یک فروشگاه وارد همکاری می‌شوند ابتدا یک مدل B2B را شکل می‌دهند. حال اگر آن کالا صرفا از طریق یک فروشگاه به دست مشتری برسد، مدل کسب و کار آن‌ها کامل‌تر شده و B2B2C را تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن شکل می‌دهند.

برای مثال یک تولید کننده فرش تنها با یک فروشگاه همکاری می‌کند. و محصولاتش را تنها به آن فروشگاه برای عرضه می‌دهد. پس شما نمی‌توانید محصول آن را از جای دیگر تهیه کنید. این نوع مدل انحصار طلبانه که بسیاری از فروشگاه‌ها به‌دنبال آن هستند، را مدل Business to Business to Consumer می‌مانند.

آشنایی با مدل‌های کسب و کار B2C، B2B، C2B، C2C و.

مدل کسب و کار دولت به بیزینس (G2B)

Government to Business

دولت یک کشور هم می‌تواند از طریق مدل‌های کسب و کار درآمدزایی داشته باشد. دولت یا همان Goverment با دادن تسهیلات و یا ابزارهای مورد نیاز به شرکت‌ها، می‌تواند یک مدل کسب و کار G2B را شکل دهد. برای مثال شرکت‌های ارائه دهندگان خدمات اینترنت ADSL بسیاری از شبکه‌های زیرساختی خود را از طریق سازمان‌های دولتی تامین می‌کنند.

از همین رو یک قرارداد تجاری بین یک شرکت و یک سازمان دولتی بسته می‌شود و به این شکل مدل تجاری Government to Business شکل می‌گیرد. دولت همچنین به‌صورت مستقیم می‌تواند با مردم -مشتری- هم ارتباط داشته باشد که به آن G2C می‌گویند.

مدل کسب و کار دولت به مصرف کننده (G2C)

Government to Consumer

مدل G2C مدل کسب و کاری است که در آن دولت به‌صورت مستقیم به مردم چیزی را ارائه می‌دهد و بابت آن هزینه دریافت می‌کند. دولت هم در اینجا منظور همه سازمان‌هایی هستند که زیرنظر دولت یک کشور فعالیت می‌کنند.

برای مثال سازمان سنجش که زیر نظر دولت و آموزش و پروزش فعالیت می‌کند، برای ثبت‌نام در آزمون سراسری -کنکور- از داوطلبان که تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن همان مردم عادی یا مصرف کننده هستند، هزینه دریافت می‌کند. این هزینه دریافت شده به‌صورت مستقیم از مردم، مدل Government to Consumer را شکل می‌دهد.

پایان

به‌پایان این مقاله آموزشی در سایت فوربو رسیدیم. مدل‌های کسب و کار مرسوم را تا به‌اینجا معرفی کردیم اما مدل‌های دیگری نیز همچنان باقی مانده‌اند. این مقاله حتما در آینده بروزرسانی خواهد شد. در صورتی که در خصوص مدل کسب و کار سوالی داشتید، آن را از طریق قسمت نظرات ارسال کنید. ما حتما به سوال شما پاسخ خواهیم داد.

چطور بیزینس پلن بنویسیم؟

خلاصه اجرایی باید چکیده ای از پیام های اصلیِ بیزینس پلن باشد. مراحل بعدی برای نوشتن بیزینس پلن نیز می بایست از این پیام ها پشتیبانی کنند. خلاصه اجرایی معمولا ۱ یا ۲ صفحه می باشد.

شما چه کسی هستید: به این معنی که خلاصه اجرایی با نام کسب و کارتان، موقعیت مکانی و اطلاعات تماسش شروع می شود.

چیزی که پیشنهاد می دهید و مشکلی که کسب وکارتان حل می کند: این بخش شامل یک توضیح خلاصه از محصول یا خدماتی که ارائه می دهید و دلیل ضرورت استفاده از آن می باشد. کسب و کار شما حتما لازم نیست که یک مسئله ی اجتماعی بغرنج را حل کند، بلکه کافیست به سمت یک نیاز یا فرصت در بازار مورد هدف اش نشانه برود.

بازار مورد هدف شما: گاهی اوقات خود محصول بیانگر بازارش می باشد ولی اگر به این شکل نبود، می بایست خلاصه ای از بازار هدفش را در خلاصه اجرایی قرار دهید.

هدف بیزینس پلن: فرقی نمی کند که به دنبال یک سرمایه گذار هستید یا قصد گرفتن وام از بانک را دارید. خلاصه ی اجرایی تنها زمانی خیلی لازم است که بیزینس پلن را با افراد گوناگونی به اشتراک می گذارید.

مقیاس یا اندازه: برای مثال، برای شرکتی که زمان زیادی از شروع کارش گذشته، این اطلاعات می تواند به سادگیِ اضافه کردن میزان فروش سال گذشته یا تعداد کارمندان موجود در شرکت باشد. در رابطه با استارتاپ ها، می تواند خلاصه ای از اهداف مثل هدف فروش برای سال دیگر یا ۳ سال آینده باشد. توصیه ما یک نمودار ساده از مهم ترین اهداف، یک نمودار میله ای برای فروش ها و سود ناخالص در ۳ سال آینده است.

جزئیات با اهمیت: هر جزئیاتی که ممکن است برای فردی که خلاصه را می خواند مهم به نظر بیاید، می بایست در خلاصه ی اجرایی قید شود. یادتان باشد که بعضی از خواننده های بیزینس پلن تان، فقط به سراغ خلاصه ی اجرایی آن می روند.

در این بخش، شما تیم مدیریت و افرادی را که در کسب و کارتان دخیل و تاثیرگذار هستند را شرح می دهید.پتانسیل تیم بیشتر مربوط به داشتن تخصص در صنعت فعالیت، مهارت های کاربردی و شبکه ی کسب و کار برای رسیدن به رشد در کسب و کار می باشد. یکی از مهارت های اصلی که اکثر افراد به آن توجه می کنند این است که تیم مدیریت، مهارت تخصیص سرمایه را به موثرترین شکل ممکن انجام دهد.

علاوه بر این شما باید نشان دهید که افراد تیم تان مکمل هم هستند، به این معنی که هر کدام از افراد دارای پیش زمینه های متفاوتی هستند. این ویژگی باعث می شود تا در تصمیم گیری های سخت، هر کدام از افراد تیم مشکل را با زاویه ی دید متفاوتی تحلیل کنند.

حتما مطمئن شوید که بخش مدیریت در بیزینس پلن تان، شامل این موارد باشد:

خودتان: قبل از اینکه بخواهید افراد را با تیم مدیریتی تان تحت تاثیر قرار دهید، این نکته مهم است که خواننده ی بیزینس پلن بداند، چه کسی ناظر و چه کسی انتخاب کننده ی افراد تیم است. هم چنین باید پیش زمینه ی شما یعنی نحوه نگرش، اعتبارات و دلیل انتخاب چنین تیم مدیریتی را در اختیار خواننده قرار گیرد. مورد بعدی اینکه می بایست خلاصه ای از انتظاراتی که از تیم مدیریتی دارید و نقش هر فرد را در آینده ی کسب و کارتان به طور واضح توضیح دهید.

اعضای هیئت مدیره: اعضای هیئت مدیره و دلیل انتخاب آنها به عنوان یک عضو، می بایست بخش خلاصه ای از بیزینس پلن را شامل شود. هیئت مدیره به شما امکان دسترسی به تخصص را می دهید، پس تا جای ممکن در انتخاب اعضای آن هوشمندانه عمل کنید.

افراد حرفه ایِ خارج از کسب و کار: تعداد زیادی از افراد مهمی که برای شما کار می کنند، شما برای آنها کار نمی کنید. برای مثال وکیل، حسابدار و کارگذار بیمه همگی اعضای حیاتی در تیم شما هستند. بیزینس پلن باید به خواننده این اطمینان را بدهد که پایه های اصلی کسب و کارتان را در این پست های تخصصی و مهم دارا هستید.

3.مشکل بازار و رقبا

در این بخش از نوشتن بیزینس پلن، نیاز دارید تا مشکلی که قرار است در کسب و کارتان با آن مواجه شوید را مشخص کنید. تا جای ممکن باید مشکل به صورت دقیق و واضح شفاف سازی شود؛ هرچقدر که مشکل با دقت بیشتری شرح داده شود، راه حل مناسب تری پیش رویتان خواهد بود و در نتیجه شانس تان برای رسیدن به موفقیت بیشتر و بیشتر می شود.

نمونه اشتباه: افراد مبتلا به سرطان می شوند.

نمونه صحیح: افراد مبتلا به سرطان می شوند و دلیلش را می دانم. یک دلیل بیولوژیک برای وجود سرطان در کروموزوم ۰۸۱۵ پیدا کردم که به دلیل سوتغذیه در ابتدای دوران کودکی اتفاق می افتد.

بازار

در این مرحله کاری که باید بکنید، تخمین اندازه ی بازار فعلی و آینده برای حل مشکل موجود است؛ رسیدن به پیش بینی می تواند هم از طریق گزارشات تحقیق در بازار و هم از طریق محسبات دقیق صورت بگیرد.

رقبا

و در آخر، عملکرد رقبا و نحوه ی برخوردشان با مشکل را باید زیر ذره بین ببرید. اکثر افراد گمان می کنند که رقیبی ندارند ولی اجازه بدهید خیالتان را راحت کنیم، بدون شک رقیب های زیادی دارید. ممکن است رقبا، محصولی مشابه شما تولید کنند و یا اینکه حداقل در جهت حل مشکلِ برخورد با مشتری، به روش دیگری عمل می کنند.

نمونه: تصور کنید که قصد فروش یک نوع آبمیوه خاص را دارید که کسی آن را نمی فروشد؛ عالی ست، هیچ رقیبی وجود ندارد! ولی اشتباه بزرگ همینجاست! هر شرکتی که نوعی از نوشیدنی (آب، آبمیوه، چای، قهوه و …) را می فروشد، در تلاش برای به دست آوردن رضایت مشتری از میزان رفع تشنگی و طعم دلپذیر محصولش می باشد.

در بیزینس پلن، تفاوت کسب و کارتان در مقایسه با رقبایتان را به سرمایه گذارها نشان دهید.

اینجاست که نشان می دهید، محصول یا خدمات تان قرار است مشکل موجود را به چه نحوی حل کند. به یاد داشته باشید که می بایست حتما دلیل اینکه چرا محصول یا خدمات تان، مشکل را به نحوه موثرتر و بهتری حل می کند، شرح دهید تا در این صورت محصول یا خدماتی که ارائه می دهید، از تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن ارزش و جذابیت بیشتری نسبت به رقبایش برخوردار باشد.

بیزینس پلن همچنین باید مزایای استفاده از محصول برای مشتری را نیز پوشش دهد (سریع تر، ارزان تر، موثر تر و یا زیباتر کردن چیزی) این کار باعث می شود تا بعدا بتوانید محصول تان را به سادگی به مشتری های بالقوه بفروشید.

به طور خلاصه هدفی که قرار است در این بخش از نوشتن بیزینس پلن به آن برسید این است: شرح نحوه ی یافتن منابع و ساخت محصول و اینکه این مراحل چطور تبدیل به یک مزیت رقابتی می شود. همچنین اگر شریکی در هر قسمت از یافت منابع یا ساخت محصول دارید، در این قسمت حتما ذکر کنید. این کار ممکن است باعث ایجاد مقبولیت بیشتر نیز بشود.

5.بازاریابی و فروش

محصول شما و دلیل اینکه چرا خریدار باید دست روی محصول شما گذاشته و آن را بخرد مشخص شده است. حالا وقت آن است که روش های تبلیغات و فروشی که می خواهید از آن ها برای تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن جذب مشتری های بالقوه استفاده کنید را نیز نشان دهید.

برای نوشتن بیزینس پلن، حداقل یک نفر از اعضای تیم مدیریت می بایست در زمینه اصول حسابداری مهارت داشته باشد تا بتوانید یک برنامه ی مالی درست و دقیق داشته باشید.

برنامه ی مالی می بایست شامل گزارشی از درآمد گذشته تاکنون و پیش بینی شده در آینده باشد تا سرمایه گذاران بتوانند درک درستی از پیش بینی درآمد، دارایی خالص و هزینه های غیرتولیدی داشته باشند. اگر در زمینه ی فعالیت تان بی نظیر هستید، پس حتما یک مدل مالی جامع بسازید که گزارش درآمد، ترازنامه و گزارش جریان نقدی را به هم مرتبط کند.

شما همچنین باید به سرمایه گذارها شرح دهید که چرا کسب و کار شما بستر مناسبی برای سرمایه گذاری است. در واقع هر سرمایه گذار، میزان ریسک و برگشت سرمایه در کسب و کار شما را در مقایسه با دیگر فرصت های موجود ارزیابی می کند. در اینجا باید روی این نکته تاکید کنیم که حتما از طریق حسابرسیِ میزان بازده داخلی کسب و کارتان، تشخیص مدل های ریسک اصلی در کسب و کار و بررسی نحوه ی برخورد با ریسک ها، به سرمایه گذار در تصمیم گیری کمک کنید.

در آخر هم باید بگوییم که سرمایه گذار می خواهد دقیقا بداند که به چه مقدار سرمایه نیاز دارید و قرار است به چه منظوری از آن استفاده شود. پس این اطلاعات را در بیزینس پلن به طور دقیق و واضح در اختیارش قرار دهید.

7.مراحل اصلی (مایلستون ها)

اگر ندانید که مقصدتان کجاست، احتمال تبدیل شانس ها به موفقیت کاملا پایین است. بنابراین، باید اقدامات ضروری برای اجرا و اهدافی که باید در مدت زمانی مشخص به آنها دست یابید را شناسایی کنید؛ به این کار، طرح مایلستون ها یا همان مراحل اصلی در نوشتن طرح کسب و کار گفته می شود.

مایلستون ها باید بر اساس بخش های کسب و کار مانند بهبود محصول، بازاریابی، HR، دارایی ها و … طبقه بندی شوند و میزان سرمایه مورد نیاز برای هر مایلستون نیز در نظر گرفته شود.

تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن

چگونه تحلیل رقابتی خود را در بیزینس پلن بنویسیم؟

چگونه تحلیل رقابتی خود را در بیزینس پلن بنویسیم؟

با نگاهی به رقابت می‌توانید چیزهای زیادی در مورد مزیت رقابتی، فرصت‌های بازار و نحوه موقعیت‌یابی کسب‌وکار خود بیاموزید.

تحلیل رقابتی اینکه رقبای شما چه کسانی هستند، چگونه کار می‌کنند از جمله معیارهای لازم برای رسیدن به موفقیت در کارتان است.

همچنین تحلیلی است که سرمایه‌گذاران دوست دارند در بیزینس پلن شما ببینند.

آیا فکر می‌کنید هیچ رقابتی ندارید؟!

هرگز به یک سرمایه‌گذار نگویید که هیچ رقیبی ندارید. نه در برنامه رسمی خود، نه در مراحل عملیاتی خود و نه در هیچ گزارشی.

بیشتر سرمایه‌گذاران این موضوع را به‌عنوان شاخص کم‌تجربگی در نظر می‌گیرند. هر تجارت خوبی رقابت دارد.

اگر آن‌قدر جدید باشد که امروز هیچ رقابتی وجود نداشته باشد، فردا حتماً رقابت خواهد داشت.

در این صورت در تحلیل رقابتی خود باید حدس بزند که کدام‌یک از رقبای اصلی وارد بازار می‌شوند.

بعلاوه، اگر یک تجارت واقعاً رقابتی نداشته باشد، ممکن است تجارت خوبی نباشد.

چگونه رقبای خود را شناسایی کنید

اگر فکر می‌کنید هیچ رقیبی ندارید، یک قدم از برنامه خود عقب بروید و به مسئله‌ای که در حال حل آن هستید نگاه کنید.

چگونه مردم آن را حل می‌کنند؟ در صورت ایجاد بازار جدید و موفقیت، چه نوع مشاغلی از آن سود می‌برند؟ این رقابت شماست.

چگونه می‌توان تحلیل رقابتی خود را نوشت

چگونه می‌توان تحلیل رقابتی خود را نوشت

تجزیه‌وتحلیل رقابتی به شما کمک می‌کند تا بخش رقابت را در بیزینس پلن خود تعریف کنید. در اینجا نحوه انجام آن در چند مرحله ساده آورده شده است.

۱- نحوه استفاده خود را از تجریه و تحلیل رقابت مشخص کنید

برای بخش رقابت بیزینس پلن خود، ابتدا تعیین کنید که کدام‌یک از این دو برنامه مطابق شرایط کسب‌وکار شماست.

برنامه مدیریت داخلی

در طرح مدیریت صاحبان مشاغل، بخش رقابت به‌عنوان ابزاری برای درک رقابت و توسعه موقعیت استراتژیک عمل می‌کند.

شما و تیمتان به نقاط قوت و ضعف نسبی نگاه می‌کنید. و این شمارا مستقیماً به سمت استراتژی هدایت می‌کند.

بیزینس پلن رسمی

اگر نیاز به یک بیزینس پلن رسمی باشد، این بیزنس پلن برای ارائه به سرمایه‌گذاران بالقوه و جهت دریافت وام بانکی است.

شما در بیزینس پلن خود به‌طور عمده رقابت را توصیف می‌کنید تا به خواننده هدف خود اطمینان دهید که آگاه هستید و رقابت را درک می‌کنید،

فرصت‌ها را غنیمت شمرده و از مشکلات جلوگیری می‌کنید.

از کجا بدایند که از برنامه خود، برای چه‌کاری استفاده می‌کنید؟

در حالت اول، هدف تجارت شما واکنشی و فعال است و در مورد پیش‌بینی مشکلات و فرصت‌هایی است که احتمالاً در آینده نزدیک به وجود می‌آیند.

شما در حال تلاش برای تولید ایده و پاسخ هستید. شما می‌خواهید بحث‌های آزاد داشته باشید. چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ از چه نگران باشیم؟

در حالت دوم، هدف تجارت شما تدافعی است و در صورت مراقبت، واکنشی است.

شما می‌خواهید نشان دهید که محیط را می‌شناسید، دفاع خود را تنظیم کرده‌اید و قادر خواهید بود از پس چالش‌ها برآیید.

تفاوت ظریف است و آشکار نیست. همان‌طور که تحلیل رقابتی خود را توسعه می‌دهید، اهداف خود را در ذهن داشته باشید.

این به شما کمک می‌کند تا تصمیم بگیرید چه چیزی مهم است. چقدر باید جامع باشد؟

اگر این فقط یک برنامه مدیریتی است، می‌توانید از جزئیات صرف‌نظر کرده و به دنبال نکات برجسته باشید.

در بیزینس پلن رسمی اگر جزئیات را ازدست ‌داده باشید، آماده نخواهید شد.

۲- موقعیت رقابتی خود را تعیین کنید

شما باید بدانید که کسب‌وکار شما از نظر ارزشی که در بازار هدف انتخابی خود ارائه می‌دهد، چگونه رتبه‌بندی می‌شود.

روش‌های کلیدی بازاریابی، ازجمله قیمت‌گذاری، پیام‌رسانی و توزیع و… جایگاه شما در مقایسه با رقبا چگونه است؟

هدف موقعیت‌سازی (تنظیم موقعیت مشاغل خود در برابر موقعیت رقباست) و شفاف‌سازی این موقعیت برای بازار هدف است.

چگونه از تفاوت‌های متمایز خود در نظر مشتریان خود استفاده خواهید کرد؟ چه‌کاری را بهتر انجام می‌دهید؟

چگونه به سمت نقاط قوت و به‌دوراز نقاط ضعف کار می‌کنید؟

می‌خواهید دنیا درباره شما چه فکر کند و بگوید و چگونه خود را با دیگران مقایسه می‌کنید؟

کانال‌های منظمی برای بررسی رقابت ایجاد کنید

۳- کانال‌های منظمی برای بررسی رقابت ایجاد کنید

نیازهای شغلی خود را بشناسید. از تحلیل عملکرد رقبای خود برای هدایت تصمیمات در صورت نیاز استفاده کنید.

امروزه، دریافت اطلاعات رقابتی، یافتن سوزن در انبار کاه نیست. بفهمید کدام سوزن‌ها را از بین کوه سوزن‌ها انتخاب کنید.

می‌توانید اطلاعات شگفت‌انگیزی درباره رقبا در وب و برنامه‌های تلفن همراه پیدا کنید.

البته قسمت سخت این است که طبقه‌بندی کنید و بدانید روی چه چیزی باید تمرکز کنید.

از بررسی‌های آنلاین استفاده کنید

وقتی نوبت به یافتن و استفاده از اطلاعات می‌رسد، پیشنهاد می‌کنم در اینجا انعطاف‌پذیر و عمل‌گرا باشید.

به دنبال اطلاعات موجود باشید که با آنچه می‌خواهید نشان دهید مطابقت دارد.

اگر فکر می‌کنید که هیچ راهی برای رتبه‌بندی و ارزیابی رقبا وجود ندارد معمولاً به دلیل کمبود تجربه است و به دلیل کمبود اطلاعات نیست.

در اینجا نیز مواظب زیاد بودن اطلاعات باشید.

به خوانندگان خود ثابت کنید که چقدر در جمع‌آوری اطلاعات مهارت دارید و فقط اطلاعاتی را که لازم دارند و استفاده می‌کنند به آن‌ها بدهید.

برای یافتن مزیت بازار از تحلیل رقبا استفاده کنید

تجزیه‌و تحلیل رقبا به شما کمک می‌کند از عملکرد رقابتی برای مشتریان بالقوه خود بیاموزید.

این کلید تعیین‌کننده مزیت رقابتی است که درآمد پایدار ایجاد می‌کند.

تجزیه‌و تحلیل رقابتی شما باید رقابت شمارا بر اساس خط تولید یا بخش خدمات و بازار مشخص کند.

ویژگی‌های زیر را برای فضای رقابتی ارزیابی کنید:

• فرصت ورود شما به بازار

• اهمیت بازار هدف شما برای رقبا

• هر مانعی که ممکن است در هنگام ورود به بازار مانع شما شود

• رقبای غیرمستقیم یا ثانویه که ممکن است در موفقیت شما تأثیر بگذارد

ممکن است چندین صنعت برای خدمت به همان بازاری که شما هدف قرار داده‌اید ، رقابت کنند.

به همین دلیل شما باید اطمینان حاصل کنید که تجزیه‌و تحلیل رقابتی خود را بر اساس صنعت متمایز کنید.

روش‌های زیادی برای انجام این کار وجود دارد ، ازجمله تجزیه‌وتحلیل پنج نیروی پورتر .

فاکتورهای مهم صنعتی که باید در نظر گرفته شود شامل سطح رقابت ، تهدید رقبا یا خدمات جدید و تأثیر تأمین‌کنندگان و مشتریان بر قیمت است.

همیشه به یاد داشته باشید برای کسب‌وکارتان رقابت وجود دارد

تنها دو دلیل وجود دارد که کسب‌وکارهای واقعی حتی برای مدت کوتاهی، بدون رقابت هستند:

اولین مورد این است که تجارت یا محصول شما بسیار جدید و بسیار نوآورانه است، به‌طوری‌که هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند آن را تکرار کند.

دوم این‌که یک نقص مهلک وجود دارد که دیگران می‌دانند و شما نمی‌دانید. این تجارت به‌اندازه کافی خوب نیست که دیگران را به خود جلب کند.

درهرصورت، شما رقابت دارید. در حالت اول، رقابت شما نزدیک است، بنابراین باید خود را برای آن آماده کنید. در حالت دوم، باید کشف کنید.

دوره استراتژی و برنامه‌ریزی اصولی برای موفقیت در رقابت

استراتژی یعنی راه برنده شدن. وقتی می‌خواهید موفق شوید، وقتی تفاوت بیزینس مدل با بیزینس پلن می‌خواهید برنده باشید، باید راهی را در نظر بگیرید.

راه‌های رسیدن به هدف می‌تواند به تعداد زیادی باشد ولی کدام راه مناسب ما است؟ کدام راه برای کسب‌وکار ما بهتر است؟ انتخاب یک‌راه از میان راه‌های مختلف برای رسیدن به هدف را استراتژی گویند.

در دوره استراتژی و برنامه‌ریزی اصولی برای موفقیت در رقابت، محمدمهدی ربانی مدرس دوره درباره استراتژی یا راهبرد صحبت می‌کند.

در این دوره یاد می‌گیرید مزیت رقابتی چیست؟ چگونه داشتن استراتژی به ما مزیت یا برتری رقابتی می‌دهد؟ چه‌کار انجام دهیم که مردم ما را از میان رقبای زیاد انتخاب کنند؟ مراحل برنامه‌ریزی راهبردی چیست؟ چگونه برای زندگی خود یک دورنمای خوب داشته باشید؟ تفکر استراتژیک چگونه است؟ چگونه ذهنی داشته باشیم که موقعیت‌ها را به‌درستی تحلیل کند؟ چگونه ذهن فعالی داشته باشیم که به‌صورت سیستماتیک فکر کند؟ در کل، این دوره برنامه‌ریزی برای موفقیت است. این دوره کمک می‌کند در دنیایی پر از رقابت امروز، در دنیایی که تکنولوژی مرتب تغییر می‌کند، بقا داشته باشید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.