انواع شکاف های قیمتی برای معامله


نمودار شمعی یا کندل استیک

سفارش گذار (maker) و سفارش بردار (taker)

به طور خلاصه، سفارش گذار به کسی گفته می شود که با قیمت مدنظر خود در بازار سفارش ثبت کرده و این سفارش در لیست سفارشات قابل معامله بازار حتی برای مدت کوتاهی قرار می گیرد. سفارش بردار به کسی گفته می شود که از سفارش های موجود در بازار انتخاب نموده و با آنها معامله می کند.

دلیل اهمیت سفارش گذاری

اما چرا این مفهوم در بازارهای مالی حائز اهمیت است؟ پاسخ ساده است. مادامی که فرهنگ سفارش گذاری در بازار حاکم باشد، رقابت قیمتی در بازار شکل می گیرد و کشف قیمت به شکل عادلانه تری اتفاق می افتد. همینطور مفهوم دیگری تحت عنوان شکاف قیمتی یا اسپرد (spread) نیز کاهش می یابد. شکاف قیمتی در حقیقت اختلاف بین قیمت بهترین سفارش خرید و فروش است. هر چقدر در یک بازار این شکاف قیمتی کمتر باشد، امکان نوسان گیری کوتاه مدت بیشتر خواهد بود. برای روشن شدن این مطلب مثالی خواهم زد:

فرض کنید بهترین سفارش فروش بیت کوین موجود در بازار، ۱۰۰ میلیون تومان انواع شکاف های قیمتی برای معامله و بهترین سفارش خرید در بازار ۹۵ میلیون تومان باشد. شما به عنوان یک تریدر، روند بازار را صعودی می بینید. بنابراین منطق حکم می کند که در همین لحظه بهترین سفارش فروش موجود در بازار را به دلیل نقد بودن، خریداری کنید. در همین لحظه که خرید کردید، ۵ میلیون تومان ضرر کردید! چرا؟ چون اگر به هر دلیل از جمله غلط درآمدن پیش بینی شما از روند بازار تصمیم به فروش بیت کوین خود بگیرید، بهترین سفارش موجود در بازار که می تواند شما را دوباره به پول نقد برساند، ۹۵ میلیون تومان است. حتی اگر رشد پیش بینی شده نیز اتفاق بیفتد با فرض حفظ همین شکاف قیمتی، بیت کوین باید حداقل ۵ میلیون تومان رشد کند تا شما تازه به نقطه سر به سر برسید!

پس حتماً شما نیز، با من هم عقیده اید که یکی از نکات مثبت یک بازار که می تواند برای تریدر حیاتی باشد، شکاف قیمتی است. در صورتی که فرهنگ سفارش گذاری در بازار شکل بگیرد، معامله کنندگان در بازار، مجبورند برای اینکه معامله مدنظر خود را به انجام برسانند با هم رقابت قیمتی داشته باشند و این موجب کاهش قیمت فروش و افزایش قیمت خرید خواهد شد تا جایی که این شکاف قیمتی به رقم کوچکی برسد.

اگر همه سفارش گذار شوند پس چطور معامله انجام می شود؟

توجه داشته باشید، سفارش گذاری حتی با وجود تخفیف در کارمزد همواره مطلوب نیست. فرض کنید در حال حاضر پیش بینی شما، از ریزش یا رشد شدید بازار در کندل بعدی تایم فریم یک ساعته حکایت می کند. در صورتی که درصد موفقیت این پیش بینی برای شما زیاد به نظر برسد، قطعاً خرید یا فروش به لحظه یا به عبارتی، سفارش برداری سود بسیار بیشتری به نسبت کارمزدی که پرداخت می کنید عاید شما خواهد نمود. لذا مراقب دام طمع استفاده از تخفیف کارمزد در شرایطی که تحلیل درستی از بازار دارید، باشید چرا که ممکن است، صرف سفارش گذاری، هیچ گاه نقطه ورود یا خروج مدنظر شما حاصل نشود و از بازار جا بمانید.

معاملات آتی یا فیوچرز چیست؟صفر تا صد فیوچرز به زبان ساده

فیوچرز چیست

فیوچرز یا معاملات آتی در واقع نوعی معاملات مشتقه است. در این فرآیند قراردادهای تجاری تنظیم شده بین دو طرف، ملاک واقع می‌شود. در این توافق کالای مورد مبادله بیت کوین است. امروز در این مقاله قصد داریم بگوییم که فیوچرز چیست و صفر تا صد آن را برای شما توضیح دهیم. ابتدا بررسی می‌کنیم که فیوچرز چیست، سپس در مورد نحوه انجام آن، پلتفرم‌هایی که از آن پشتیبانی می‌کنند و آموزش کار در آن‌ها و… صحبت خواهیم کرد. پس تا انتها همراه ما باشید.

در ادامه مواردی به شما آموزش داده خواهد شد که بخش کوچکی از دوره آموزش ارز دیجیتال آکادمی پارسیان بورس است. تاکنون چندین دوره از این کلاس آنلاین برگزار شده و خروجی‌های آن پیشرفت‌های زیادی را در حوزه ترید ارز دیجیتال در خود دیده‌اند. درصورتی که قصد دارید تحلیل تکنیکال، بنیادی، آشنایی با فیوچرز، کار کردن با صرافی‌های مهم و کیف پول‌ها و خیلی از چیزهای دیگر را یاد بگیرید، این دوره برای شماست.

معاملات آتی تنظیم شده بیت کوین، اولین بار در اواخر سال 2017 در بورس و توسط هیئت مدیره شیکاگو (CBOE) (اکنون با نام Cboe Options Exchange شناخته می‌شود) آغاز شد. این نوع معاملات خیلی زود با قراردادهایی در بورس کالای شیکاگو (CME) همراه شد. در حالی که محصول Cboe متوقف شده است، معاملات آتی CME از آن زمان به بخش بزرگی از بازار معاملات کریپتو تبدیل شده است.

استقبال از این معاملات به قدری بالا بود که در تاریخ 16 فوریه، ارزش همه قراردادهای آتی در صرافی‌های بزرگ در ایالات متحده و خارج از کشور به 26.9 میلیارد دلار در طی یک روز (24 ساعت) رسید. در سال 2021، CME میانگین حجم روزانه 10105 قرارداد آتی بیت کوین را گزارش کرد که نسبت به سال قبل 13 درصد افزایش داشت.

معاملات فیوچرز چیست؟

در واقع معاملات futures معاملاتی هستند که در آن‌ها توافقی برای خرید یا فروش یک دارایی پایه به قیمت ثابت در یک تاریخ معین انجام می‌شود. در دنیای رمز ارزها و ارزهای دیجیتال این معاملات در خصوص ارزهای دیجیتال انجام می‌شود. در این حالت دارایی فرد معامله کننده بیت کوین خواهد بود.

معاملات آتی به سرمایه‌گذاران این امکان را می‌دهد که در برابر بازارهای بی‌ثبات، محافظت شوند. همچنین اطمینان حاصل کنند که می‌توانند یک ارز دیجیتال خاص را انواع شکاف های قیمتی برای معامله با قیمت تعیین شده در آینده خریداری کرده یا بفروشند. البته، اگر قیمت در جهت مخالفی که یک معامله‌گر می‌خواهد حرکت کند، ممکن است بیشتر از قیمت بازار بیت‌کوین پرداخت کند یا آن را با ضرر بفروشد.

technical analyyys

فرآیند فیوچرز در ارز دیجیتال چیست؟

در برخی شرایط، به جای خرید یا فروش مستقیم، یک ارز دیجیتال مانند بیت کوین معامله می‌شود. معاملات آتی به سرمایه‌گذاران اجازه می‌دهد تا به طور غیرمستقیم در فرآیند خرید بیت کوین قرار گرفته و به طور بالقوه از تغییرات قیمت آن سود ببرند.

اگرچه معاملات آتی کریپتو قرار است قیمت دارایی پایه را از نزدیک ردیابی کند، اما ارزش آن گاهی اوقات می‌تواند در سررسیدش متفاوت باشد. (از آنجایی که به سمت تاریخ تسویه آن نزدیک می‌شود.) این معمولاً ناشی از تغییرات شدید ناگهانی در نوسانات است که می‌تواند توسط یک عامل اساسی ایجاد شود. (مثلاً خرید بیت کوین بیشتر تسلا یا حضور یک کشور بزرگ که رمز ارز را قبلاً ممنوع کرده بود.)

مسائل عرضه و تقاضا برای قراردادهای خاص می‌تواند منجر به افزایش یا کاهش در یک یا چند مجموعه از معاملات آتی در مقایسه با سایرین شود.

توافق خریدار و فروشنده

در معاملات فیوچرز یک توافق باید بین خریدار و فروشنده انجام شود. در این حالت باید سه بخش اصلی در قرارداد اعمال شود.

سازمانهای پولی و مالی - استاد دولو

در بازارهاي توسعه یافته اوراق بهادار، به دلیل پیچیدگی فرایند تصمیم گیري براي سرمایه گذاري بر روي اوراق بهادار و افزایش چشمگیر حجم و سرعت گردش اطلاعات و تخصصی شدن فعالیتها،استقبال ازسرمایه گذاريهاي جمعی به ویژه در قالب انواع صندوقهاي سرمایه گذاری، در سالهاي اخیر از رشد روزافزونی برخوردار بوده است.صندوقهاي سرمایه گذاري از نهادهاي مالی فعال در بازار اوراق بهادار هستند که فعالیت اصلی آنها سرمایه گذاري در اوراق بهاداراست. این صندوقها با استفاده از وجوه سرمایه گذاران، در مقیاس بزرگ سرمایه گذاري میکنند و به دنبال کسب بازدهی مناسب براي سرمایه گذاران صندوق هستند. سرمایه گذاران یا دارندگان سهام ) واحدهاي سرمایه گذاري(صندوق به نسبت سهم یا میزان سرمایه گذاري خود در صندوق، در سود وزیان آن شریک میشوند. به طور کلی عملکرد صندوقهاي سرمایه گذاري به عملکرد اوراق بهادار و دیگر داراییهاي موجود در سبد اوراق بهادار آنها بستگی دارد.صندوقهاي سرمایه گذاري با در نظر گرفتن سلایق سرمایه گذاران و دامنه ریسک پذیري آنان و به عبارتی به منظور پاسخگویی به خواست سرمایه گذاران مختلف، با ساختارها و سازو کارهاي مختلفی شکل گرفته اند.یکی از انواع نوبنیان صندوقهاي سرمایه گذاري که در دهه اخیر با استقبال چشمگیري در بازار اوراق بهادار مواجه شده است صندوقهاي سرمایه گذاري قابل معامله در بورس(Exchange Traded Funds )هستند. رشد قابل توجه این صندوقها در سالهاي اخیر بیانگر موفقیت غیر قابل انکار آنها در بازارهاي مالی جهان است. صندوقهاي سرمایه گذاري قابل معامله در بورس ، امکان پیروي از روند بازدهی یک شاخص معین یا بخشی از آن را براي سرمایه گذاران فراهم میکنند و مهمترین ویژگی آنها دادوستدپذیري سهام)واحدهاي سرمایه گذاري( آنها در بورس است.

1. صندوقهاي سرمایه گذاری قابل معامله در بورس

صندوقهاي قابل معامله در بورس یکی از پرطرفدارترین ابزارهاي مالی هستند که رشد کاملاً محسوس آنها بعد از پیدایش، مؤید مؤفقیت غیرقابل انکار آنها در بازارهاي مالی جهان است. این صندوقها امکان پیروي از بازده یک شاخص معین را فراهم میآورند و همانطور که از نام آنها پیداست، سهام آنها در بورس قابل معامله است. فعالیت اصلی این صندوقها سرمایه گذاری در اوراق بهادار یا داراییهاي فیزیکی است که به عنوان دارایی پایه صندوق در نظر گرفته میشوند. بنابراین عملکرد صندوق،به عملکرد دارایی پشتوانه آن بستگی دارد.

در ابتدا، صندوقهاي قابل معامله در بورس عمدتاً مورد توجه سرمایه گذاران نهادي شامل مدیران صندوقهاي فعال، غیر فعال و صندوقهاي پوشش خطر بودند، اما در سالهاي اخیر، به ویژه در ایالات متحده آمریکا،سرمایه گذاران خرد نیز به سمت این صندوقها، گرایش پیدا کرده اند.

صندوقهاي قابل معامله در بورس، مزایاي صندوقهاي سرمایه گذاري مشترك را با انعطاف پذیري وقیمت گذاري پیوسته سهام ترکیب میکنند. به عبارت دیگر صندوق قابل معامله در بورس همانند صندوقهاي سرمایه گذاری مشترك، صندوق با سرمایه باز هستند که سهام آن به طور پیوسته ایجاد وبازخرید میشود. علاوه بر این، سهام این صندوقها، همانند سهام عادي در بورس پذیرفته میشوند و از طریق کارگزاران در طول ساعات معاملاتی به قیمتهایی که در طول روز و نه در انتهاي آن تعیین میشوند،قابل خرید و فروش هستند و از این رو سرمایه گذاران میتوانند از همه تکنیکهاي معاملاتی رایج در بازار سهام در معاملات سهام صندوقهاي قابل معامله در بورس استفاده کنند.

مزایاي متعددي براي صندوقهاي قابل معامله در بورس ذکر شده است :

1- کارایی مالیاتی : همانند صندوقهاي شاخصی، صندوقهاي قابل معامله در بورس حجم معاملات اندکی براي به روز رسانی پرتفوي خود انجام میدهند و در نتیجه مالیات کمی هم پرداخت میکنند. در حالت کلی این صندوقها تنها زمانی اقدام به فروش اوراق بهادار پرتفوي خود میکنند که ترکیب شاخص هدف تغییر کرده باشد. از سوي دیگر، معاملات سهام صندوق در بورس هم کارایی مالیاتی را افزایش میدهد. چون سرمایهگذاران میتوانند سهام صندوق را در بورس به فروش رسانند، صندوق نیاز ندارد براي بازخرید سهام، اقدام به فروش سبد اوراق بهادار خود کند و متحمل تبعات مالیاتی حاصل از سود سرمایه 1 شود. همچنین مکانیسیم ایجاد و انتشار غیر نقدي باعث میشود به منافع سهامداران فعلی صندوق از محل هزینه هاي مالیاتی صندوق لطمهاي وارد نشود. البته این مزیت براي بازار سرمایه ایران که در آن سود سرمایه معاف از مالیات است، قابل توجه نخواهد بود.

- هزینه سبدگردانی کمتر: به دلیل شاخصمحور بودن و مدیریت غیر فعال صندوق

- نرخ هزینه کمتر: صندوقهاي سرمایه گذاری که به صورت غیر فعال مدیریت میشوند، کارمزدهاي مدیریتی کمتري دارند و درنتیجه نرخ هزینه هاي سالانه آنها نسبت به صندوقهاي با مدیریت فعال، بسیار کمتر است.

- هزینه هاي عملیاتی کمتر: از آنجا که سهام این صندوق در بورس معامله شده و از مکانیسم ایجاد و بازخرید غیرنقدي برخوردار است، هزینه خرید و فروش سهام صندوق، از صندوق مجزا شده است.

- هزینه هاي معاملاتی کمتر: محدوده عرضه و تقاضا در صندوقهاي قابل معامله در بورس معمولاً اندك است. در نتیجه هزینه هاي کارمزدي کمتري متوجه سرمایه گذاران است.

3 -شفافیت: به منظور تسهیل فرآیند منحصر به فرد ایجاد و بازخرید واحدهاي صندوق، ترکیب سبد اوراق بهادار به ازاي هر واحد ایجاد به طور روزانه منتشر میشود. از آنجایی که معمولاً هدف صندوق، پیروي از یک شاخص هدف است، سرمایه گذاران از اوراق بهادار نگه داري شده توسط صندوق و همچنین وزن هر کدام در سبد سرمایه گذاری آن مطلع میشوند.

4 –انعطاف پذیري خرید و فروش: از آنجایی که این صندوقها در بورس معامله میشوند:

ü به قیمتهاي تعیین شده در طول روز خرید و فروش می شوند

ü میتوانند به صورت اعتباري خریداري شوند

ü استقراضی به فروش روند؛ و

ü با استفاده از سفارشات توقف ضرر و سقف قیمتی خرید و فروش شوند.

5- متنوع سازي: صندوقهاي قابل معامله در بورس سبد اوراق بهاداري هستند که از طریق پیروي از یک شاخص، متنوع شده اند و در نتیجه مزایاي متنوع سازي سبد سرمایه گذاري را دارا هستند. همچنین مزیت دیگري که در کنار این مزیت میتوان برشمرد، این است که این صندوقها، امکان تشکیل سبد سهام را براي سرمایه گذاران با سرمایه اندك فراهم می آورد.

6 -امکان پیروي از یک شاخص و در نتیجه سادگی پیگیري عملکرد سهام صندوق: عملکرد سبد سرمایه گذاري،به راحتی از روندتغییرات شاخص هدف که از بسیاري ازرسانه هاي عمومی منتشرمی شود، قابل پیگیري است.

7- تنوع محصولات: به دلیل تنوع شاخص هاي بازار، این صندوقها محصولات متنوعی را به سرمایه گذاران عرضه میکنند.

در عین حال معایبی به شرح زیر براي این صندوقها وجود دارد :

1 - وجود هزینه هاي معاملاتی براي سرمایه گذاران: انواع شکاف های قیمتی برای معامله که مهمترین نقطه ضعف صندوقهاي قابل معامله در بورس است. بر خلاف سهام صندوقهاي مشترك که میتوان آن را بدون واسطه و هزینه از صندوق تهیه کرد، خرید سهام این صندوقها تنها از طریق کارگزاران و پرداخت کارمزد مقدور است. از طرف دیگر، سهام صندوقهاي قابل معامله در بورس همانند سهام عادي داراي یک شکاف قیمتی بین سفارش خرید و فروش است و این عایدي در واقع نصیب واسطه هاي مالی میشود که به سرمایهگذار در خرید و فروش سهام صندوق کمک میکنند هر چه شکاف قیمتی مذکور-که گاه تا 5% هم میرسد-بیشتر باشد، تاثیر بیشتري بر رفتار سرمایه گذاران خواهد داشت، به ویژه براي سرمایه گذارانی که به طور مداوم به خرید و فروش سهام میپردازند.

۲- محدود شدن به بازده شاخص: با خرید سهام صندوقهاي قابل معامله در بورس، بازدهی سرمایه گذاري به بازدهی شاخص محدود شده و امکان کسب بازدهی بیشتر نسبت به شاخص از بین میرود.

۳- نحوه پرداخت سود سهام صندوق : در ساختار اکثر صندوقهاي قابل معامله در بورس، نظیر صندوقهاي یونیت تراست، پرداخت سودها به صورت سه ماهه و شش ماهه به انضمام بهره بانکی تعلق گرفته، صورت میگیرد.

3.ریسکهاي سرمایه گذاری در صندوقهاي قابل معامله در بورس

سرمایه گذاري در صندوقهاي قابل معامله در بورس، همانند سایر محصولات سرمایه گذاري، ریسک هایی را متوجه سرمایهگ ذاران میکند که عبارتند از:

ریسک بازار : سرمایه گذاران صندوق در معرض ریسک بازار مربوط به سبد اوراق بهادار تشکیل دهنده شاخص هدف هستند. ریسک بازار ماهیت ذاتی دارد که از منابع ریسک در سطح بازار سرچشمه میگیرد.

ریسک بخش / گروه دارایی : صندوقهاي قابل معامله در بورس میتوانند در بخشهاي خاصی از بازار سرمایه گذاری کنند. در این صورت، بازدهی سرمایه گذاران از تمرکز بر گروه و یا بخش خاصی از داراییها به دست میآید. عملکرد این صندوقها به حوادث اقتصادي، بازاري یا سیاسی تأثیرگذار برآن بخش، وابسته است.

ریسک معامله : ریسک معامله زمانی ایجاد میشود که شرکتهاي مدیریت انواع شکاف های قیمتی برای معامله در سرمایه گذاري بر روي سبد اوراق بهادار معین شده توسط صندوق با مشکلاتی مواجه شوند. همچنین اگر صندوقی که در بورس پذیرفته شده است، نقدشوندگی اندکی داشته باشد، محدوده قیمتهاي عرضه و تقاضا افزایش یافته و این مسئله منجر به ریسک معاملاتی خواهد شد.

خطاي پیروي از شاخص : اگر عملکرد صندوق، دقیقاً بازتاب عملکرد شاخص هدف نباشد، خطاي پیروي از شاخص افزایش می یابد. اگر شرکت مدیریت با وزن دهی متفاوتی نسبت به شاخص هدف در اوراق بهادار تشکیل دهنده آن سرمایه گذاري کرده یا در اوراق بهادار مشابه این اوراق، سرمایه گذاري کند، خطاي پیروي از شاخص به وجود می آید. هزینه هاي مدیریتی، اداري و هزینه هاي دیگر نیز، به دلیل متأثر ساختن بازدهی صندوق، میتوانند این خطاها را ایجاد کنند.

نمودار شمعی یا کندل استیک

candle

در گذشته های دور ژاپنی‌ها برای معاملات برنج خود و برای آنکه بتوانند تحلیلی درست و دقیق از داد و ستد خود داشته باشند، نسخه‌ای از نمودار را به نام «برنجی» ابداع کردندکه بعدها وارد دنیا رمز ارزها و بازار های معاملاتی شد. تیم توکن باز در مقالات قبلی به توضیح مباحث جفت ارز، ترید ارز دیجیتال و تحلیل ها پرداخته است و قصد دارد در این مقاله به بررسی این نمودار بپردازد.

مفاهیم کلی :

نمودار شمعی(candlestick chart) چیست؟

نمودار شمعی یا کندل استیک، به نموداری گفته می شود که شکل و شمایل آن مانند شمع است. تریدرها از این نمودار برای درک رفتار price action بهره جویی می کنند.
در این نمودار هر شمع نشان دهنده باز شدن قیمت، بسته شدن، نقطه های پستی و بلندی قیمت در دوره ای معین به شخص تریدر خواهد بود.
رفتار قیمت یا پرایس اکشن به تریدرها در تمامی بازار ها کمک خواهد کرد که بتوانند، به فهم بهتر روند ها و چرخش های نمودار ها دست پیدا کنند.
به طور مثال: در ترید های بازار فارکس گاهاً دسته ای از شمع ها ممکن است تداعی کننده ی الگوی بخصوصی باشند. الگویی که بیانگر چرخش یا تغییر روند قیمت باشد.

البته باید بدانیم که گاهاً امکان دارد، شمع ها به صورت تکی و تنهایی الگوهایی را به وجود آورند که بتوان از آن ها برای دست یابی به نقاط ورود در معامله ها و تریدها (خرید و فروش یک دارایی یا جفت ارز در بازار فارکس) بهره جویی کرد.
باید بدانیم هر دوره ای که یک کندل استیک نشان می دهد، بسته به بازه ی زمانی (time frame) تایم فریم دارد. این بازه ها دارای تایم فریم های متفاوتی اعم از: دقیقه ای، ساعتی، 4ساعتی، روزانه، هفتگی و غیره هستند.

نمودار شمعی

نمودار شمعی یا کندل استیک

تفسیر شمع‌ ها در نمودار شمعی

باید بدانیم یک نمودار شمعی معمولی، از سه نقطه ی مشخص (باز شدن، بستن، و فتیله) تشکیل شده که در کنار یکدیگر، یک شمع را به وجود می آورد. در ابتدا توجه ما، به نقاط «باز» و «بسته» شدن است. این نقاط، نشانگر این هستند که نمودار شمعی ما، در معاملات با چه قیمتی باز شده و با چه قیمتی بسته شده است. در ذیل به تفسیر هر یک از قیمت ها پرداخته و آنها را شرح می دهیم.

open price

برای شروع و ترسیم یک شمع نیازمند باز شدن قیمت یا پرایس آن هستیم. باید بدانیم اگر پرایس یا قیمت میل به بالا رفتن کند، شمع یا کندل به رنگ سبز یا آبی نشان داده خواهد شد. (البته این امر به طور پیش فرض است و تم نمودار ها قابلیت تغییر دارند.) اما اگر قیمت میل به نزول و افت کند، رنگ کندل ها به رنگ قرمز نشان داده خواهد شد.

high price

اگر در کندل ها به نوک های فتیله ها دقت کرده باشین، نوک بالایی نشانگر، بالاترین قیمت در طول دوره و بازه ی زمانی کندل است. حال اگر شمع فتیله ی بالا را دارا نباشد، دلیل آن است که در در طول دوره ی مد نظر، قیمت باز شدن یا بسته شدن معاملات، برابر با high price بوده است.

low price

اگر به نوک فتیله ی پایینی کندل دقت کنید، پایین ترین قیمت در بازه زمانی کندل را می توانید رویت کنید که به آن قیمت پست می گویند. اما اگر همچین فتیله ای رویت نشود low price همان قیمت بسته شدن خواهد بود.

close price

قیمت بسته شدن یک کندل آخرین طول دوره و یا بازه زمانی مشخص شده ی کندل است. اگر close price پایین تر از قیمت باز شدن کندل باشد، کندل به رنگ قرمز در خواهد آمد و در عکس این موضوع هم، اگر قیمت بسته شدن کندل بالاتر از قیمت باز شدن باشد، در این صورت کندل به رنگ سبز یا آبی در خواهد آمد.

Wick

از دیگر اجزای مهم هر کندل، فتیله می باشد. که البته به آن shadow یا سایه هم گفته می شود. این بخش از این نظر دارای اهمیت است که نشانگر بالاترین یا پایین ترین سطح قیمت در طول دوره و بازه زمانی چه بوده است. تشخیص فتیله یا سایه ها بسیار آسان است و آنها را می توان با خط های نازک بالا یا پایین کندل شناخت و تشخیص داد.

علت مفید بودن نمودارهای شمعی آن است که به جای نشان دادن نقاط بیشترین و کمترین قیمت، روی روند بازار و مومنتوم می توان تمرکز کرد.

range

باید بدانیم که به اختلاف مابین بالاترین و پایین ترین قیمتی که کندل از خود به نمایش می گذارد، بازه گفته می شود.

بازه را می توان با کم کردن قیمتی که نوک فتیله بالا نمایش می دهد، از قیمتی که نوک فتیله پایین نشان می دهد به دست آورد.

پایینترین نقطه – بالاترین نقطه = بازه زمانی

Direction

جهت قیمت را در هر کندل می توان بر حسب رنگ آن متوجه شد. اگر قیمت بالاتر از زمان باز شدن باشد، پس قیمت افزایش پیدا کرده و کندل سبز خواهد بود عکس این موضوع نیز برقرار است.

اگر قیمت، پایین تر از زمان باز شدن باشد یعنی قیمت دچار افت و نزول شده و کندل به رنگ قرمز ترسیم می شود.( تم رنگ کندل ها قابل تغییر است و این رنگ ها به صورت پیش فرض در نظر گرفته شده است.)

کندل استیک

نمودار شمعی یا کندل استیک

مقایسه نمودار ستونی با شمعی

باید دانست که نمودار کندل استیک یا شمعی، یک امتیاز خاص نسبت به نمودار ستونی دارد. نمودارهای ستونی، اطلاعات بصری و دیداری کمتری نسبت نمودار شمعی ارائه می کنند و عاری از الگوهای شمعی یا قیمتی می باشند. ضمن آن که تشخیص جهت قیمت توسط نمودارهای ستونی بسیار مشکل و دشوار است.

روش نمودار کندل استیک

برای تجزیه و تحلیل نمودارهاٌ، باید بدانیم روش های گوناگونی وجود دارد که در این بخش به طور مختصر به آن ها اشاره می کند.


روش میله ای :

این روش، متشکل از چهار قسمت بالاترین قیمت (high price)، قیمت باز شدن (open price) ،پایین ترین قیمت (Low price) و قیمت بسته شدن یا (close price) است. در این روش، نوع نمایش اطلاعات معاملات اعم از روزانه، هفتگی، ساعتی و … به انواع شکاف های قیمتی برای معامله صورت میله ای نمایش داده می شود.
هر میله، نمایانگر دانسته های خرید و فروش بازه زمانی معاملات است. این گونه که خط سمت‌ راست میله، بیانگر قیمت باز شدن (open price) و خط سمت چپ نشانگر (close price) است. بیشترین قیمت معامله شده در بالای میله و کمترین قیمت آن در پایین میله قرار خواهد گرفت.

روش نمایش خطی:

این روش تنها به قیمت های بسته شدن یا پایانی در هر بازه ی زمانی معاملاتی کار دارد. بگونه ای که دیگر اطلاعات بازده های معاملاتی در این سیستم کاربردی نخواهد داشت. باید اذعان داشت که کاربرد مهم این سیستم مشخص کردن شکست سطح های مقاومتی و حمایتی است.

روش نمایش کندل استیک:

این روش اولین بار توسط کشاورزان ژاپنی ابداع و مورد استفاده قرار گرفت. به دلیل اینکه مانند شمع بود، candle نام گرفت.
این روش به طور دقیق از همان دانسته های روش میله ای بهره جویی می کند البته با یک تفاوت. در سیستم شمعی برعکس سیستم میله ای ویژگی دیگری افزوده شده که به آن body گفته می شود. بادی (body) به حد فاصل میان قیمت شروع و پایان گفته می شود که به صورت یک مستطیل در طول دوره قابل مشاهده است.

انواع کندل استیک یا نمودار شمعی

باید بدانیم کندل های بسیار زیادی وجود دارند که در 3 دسته ی مختلف صعودی، نزولی، خنثی قرار می گیرند. در انواع شکاف های قیمتی برای معامله ذیل هر کدام را شرح و کندل های این زیر مجموعه ها را نام می بریم.

1- الگوهای کندل صعودی

کندل های صعودی به صورت انفرادی بر روی نمودار نشانگر فشار خرید محسوب می شوند که قیمت‌ها را افزایش می دهند. یک کندل صعودی نشانگر آن است که خریداران قادرند قیمت‌ ها را تا زمان بسته شدن کندل بالا نگه دارند. تمایز این کندل های صعودی در price action است که مابین باز و بسته شدن کندل رخ می دهد.

کندل های صعودی

نمودار شمعی یا کندل استیک

کندل های صعودی عبارتند از:

  • خطوط تفکیک شده (Separating Lines)
  • شکاف تاسوکی (Upside Tasuki Gap)
  • سه گانه (Rising Three Method)
  • 3 گانه داخلی (Three Inside Up)
  • سه گانه خارجی (Three Outside Up)
  • صعودی (Hikkake)
  • 3خط حمله (Bullish Three-line Strike)
  • الگوی سه سرباز سفید (Three White Soldiers)
  • بچه رها شده (Bullish Abandoned Baby)
  • ستاره صبحگاهی (Morning Star)
  • قیچی پایینی (Tweezer bottom)
  • نفوذگر خطی (Piercing Line)
  • هارامی (Bullish Harami)
  • پوشاننده (Bullish Engulfing)
  • کیکر (Bullish Kicker)
  • اسپینینگ تاپ (Spinning Top)
  • دوجی سنجاقک (Dragonfly Doji)
  • چکش معکوس(Role Reverse hammer)
  • هامر یا چکش (Hammer)

2- الگوهای کندل نزولی

الگوهای کندل نزولی نشانگر فشار فروش تلقی می شوند. این الگوها ممکن است بازگشت قیمت طی روند افزایش (صعودی) یا ادامه یک روند کاهش (نزولی) را نمایش می دهد. الگوهای کندل نزولی تشکیل شده از چند کندل هستند.

کندل های نزولی

نمودار شمعی یا کندل استیک

کندل های نزولی عبارتند از:

  • مرد به دار آویخته (Hanging Man)
  • ستاره دنباله‌دار (Shooting Star)
  • دوجی سنگ قبر (Gravestone Doji)
  • اسپینینگ تاپ نزولی (Bearish Spinning Top)انواع شکاف های قیمتی برای معامله
  • کیکر نزولی (Bearish Kiker)
  • پوشای نزولی (Bearish Engulfing)
  • هارامی نزولی (Bearish Harami)
  • ابر سیاه پوشاننده (Dark Cloud Cover)
  • قیچی بالایی (Tweezer Top)
  • بچه رها شده نزولی (Bearish Abandoned Baby)
  • سه کلاغ سیاه (Three Black Crows)
  • ستاره شب دوجی (Evening Doji Star)
  • 3خط حمله نزولی (Bearish Three-Line Strike)
  • سه خط حمله نزولی (Bearish Three-Line Strike)
  • الگوی سه گانه نزولی (Falling three methods)
  • دو شکاف سیاه (Two Black Gapping)
  • خطوط تفکیک شده نزولی (Bearish Separating Lines)
  • الگوی On Neck Line
  • الگوی خط گردن In Neck Line

3- الگوهای کندل خنثی

کندل های دوجی یک سیگنال خنثی محسوب می شوند و زمانی به وجود می آید که قیمت باز و بسته شدن یک کندل نزدیک و هم سطح با یکدیگر بوده و یک بدنه کوچک داشته باشد. در زبان ژاپنی، دوجی به معنای اشتباه می باشد، بدین معنی که خریدارها و فروشنده ها در ارتباط با قیمت اشتباه کرده‌اند.

کندل های خنثی

نمودار شمعی یا کندل استیک

خانه تدبیر و اندیشه|آموزش بورس در اصفهان|تحلیل تکنیکال

تفاوت نمودار تعدیل شده و نمودار تعدیل نشده

تفاوت نمودار تعدیل شده و نمودار تعدیل نشده چیست؟

هر نرم افزاری که برای تحلیل تکنیکال انتخاب می شود باید ابتدا نوع داده (دیتا) ورودی به آن مشخص شود داده های ورودی به نرم افزار به دو دسته تعدیل شده و تعدیل نشده تقسیم می شود. در این مقاله به تفاوت نمودار تعدیل شده و نمودار تعدیل نشده خواهیم پرداخت و اینکه کدامیک از این نوع نمودارها برای تحلیل تکنیکال مناسب می باشد.

ابتدا لازم است در مورد شکاف های قیمتی ( GAP ) و انواع آن در بازار بورس ایران صحبت کنیم.

شکاف قیمت ( GAP ) چیست؟ گپ یا شکاف به ناحیه از نمودار گفته می شود که در آن معامله صورت نگرفته و به دلایل مختلف یک شکاف در نمودار قیمت ایجاد می شود.

انواع شکاف های قیمتی که در بورس اوراق بهادار ایران شکل می گیرد:

الف ) شکاف های واقعی : این شکاف ها زمانی ایجاد می شوند که نماد سهم متوقف شده و بعد از بازگشایی نماد، به دلیل حذف دامنه نوسان قیمت یا افزایش آن دامنه در نمودارها یک شکاف ایجاد می شود. در این شکاف ها با توجه به افزایشی یا کاهشی بودن آن منجر به شکل گیری سود یا زیان سهامدار می شود. شکاف های واقعی ناشی از عرضه و تقاضای بازار شکل می گیرد.

جهت مشاهده ادامه مقاله به آدرس وب سایت خانه تدبیر و اندیشه مراجعه نمایید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.